ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

62

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

گردد ، سپرى شد . دست پيشكار پر محبت فرمانرواى كل را براى آخرين بار فشرديم و درشكه راه افتاد . پاستوش « 1 » - نامى كه ما از پيش خود روى غلام پست گذاشتيم ، چون او اولا خوش نداشت اسم خود را به ما بگويد و ثانيا بدون اداى مراسم احترام حتى دو كلمه هم حرف نمىزد - با دميدن در شيپورش آهنگ خوش كوتاهى مىزد و به اين ترتيب به رانندگان ارابه‌ها و شترها هشدار مىداد كه راه را خلوت كنند . در كوچه‌هايى كه با شيب تند از ميان محله‌هاى ايرانى مىگذشت ، چراغ‌ها روشن بود . از دروازه‌ى شهر كه گذشتيم ، دو ارابه با سرعت تمام به حركت درآمدند . پشت سر ما ، چراغ‌هاى تفليس در تاريكى شب از دور چشمك مىزدند ، ولى ناگهان بعد از گذشتن از پيچى ، ديگر اثرى از آنها ديده نشد . از خلال تاريكى به زحمت مىتوانستيم مسير رود كر را كه در سمت چپ ما ، در مسيلى پر از شن و سنگريزه در جريان بود ، تشخيص دهيم . در ميان آن علفزارهاى خاموش و به خواب فرورفته غير از ما هيچ كس نبود و جز صداى زنگوله‌ى اسب‌ها هيچ صداى ديگرى به گوش نمىرسيد . خيلى زود به منزلگاه ساقانليك « 2 » رسيديم . تا ايستگاه ياگلونجينسك « 3 » همه چيز به خوشى گذشت . اما در اين ايستگاه ، براى گرفتن اسب از مسئول چاپارخانه با اشكالاتى مواجه شديم . و براى اولين‌بار حراميان و راهزنان افسانه‌يى . . . در قصه‌هاى آن پيرمرد خود را به ما نشان دادند . با شنيدن آن ديگر جاده كم‌تر امن بود . شب هنگام تاتارهاى سوار بر اسب به ارابه‌ى يك نفر ارمنى حمله كرده بودند ، ولى سرعت تاخت اسب‌هاى ارابه جان آن ارمنى را نجات داده بود . از بازگو كردن اين داستان‌ها زود تشخيص داديم كه او با چنين بهانه‌يى مىخواهد ما را شب در اين منزلگاه نگهدارد ، به اين جهت ديگر موضوع مطالبه‌ى اسب را رها كرديم . او مرتبا سوگند مىخورد كه چابك‌ترين و تندروترين اسبان اصطبل خود را در اختيار ما خواهد گذاشت و انصافا به قول خود به راستى وفا كرد . در آن سوى ايستگاه ، جاده با پيچ و خم زياد از ميان تپه‌يى مىگذشت كه اگر در پشت گردنه‌هاى آن كسى كمين مىكرد ، از نظر ما به كلى پنهان بود . از ترس دستبردزدن به بار و بنه‌ىمان ، به ژروم گفتيم او جلوتر بيفتد . ما ابتدا با فاصله بسيار كم پشت سر وى حركت مىكرديم ولى ناگهان فاصله‌ى ما زيادتر شد ، ديگر نه ارابه‌ى او را مىديديم و نه صداى

--> ( 1 ) . Pastoush ( 2 ) . Saganlick ( 3 ) . Yagloundjinsk